
با هجوم قهرمانان كتابهاي كميك به سينماها در دهه گذشته، سينماي علمي- تخيلي روزهاي پرشكوهي را تجربه ميكند كه اگر بينظير نباشد قطعا در تاريخ سينما كمنظير است.
فروش ميلياردي شواليه تاريكي و تداوم سري فيلمهاي انسانهاي مجهول و اسپايدرمن نشان از علاقه سينماروها به اين ژانر جذاب دارد.
همين موضوع سبب شده تا در تابستان سال آينده شاهد اكران فيلم جديدي از سري سفر ستارهاي باشيم با اميد به اينكه همچنان مورد علاقه طرفداران اين سريال قديمي قرار گيرد. سري فيلمهاي جنگهاي ستارهاي 30ساله شده و قسمت هفتم آن سال گذشته در سينماها اكران شد و بازي ويدئويي آن نيز يكي از پرفروشترينهاي سال است و سري انيميشن آن هم با حضور تمامي قهرمانهاي قديمي و جديد، هر هفته در شبكه تلويزيوني كارتون نتورك به نمايش درميآيد


سري تلويزيوني Battlestar Galactica كه ابتدا همه ازآن بهعنوان كپي تلويزيوني جنگهاي ستارهاي ياد ميكردند اكنون مخاطبان قابل توجهي يافته است و شبكههاي متعددي سعي در كپيبرداري از آن و توليد سريالهاي مشابه تلويزيوني داشتهاند.
اما اينها همگي گوشهاي از اين بازار پرطرفدار در روزهايي است كه شايد شرايط ساير ژانرهاي سينمايي بهدليل شرايط بد اقتصادي در سرتاسر جهان چندان خوب نباشد. سري فيلمهاي نابودگر يا روبوكاپ براي تداوم ساخت قسمتهاي جديد در دستور كار استوديوها قرار دارند و فيلمهاي كلاسيك اين ژانر از جمله وقتي دنياها برخورد ميكنند يا سياره ممنوعه بازسازي خواهند شد و آخرين فيلم بازسازيشده از اين ژانر (روزي كه زمين از حركت ايستاد) با بازي كيانو ريوز نيز با استقبال در گيشه مواجه شده است.
سري تلويزيوني Battlestar Galactica كه ابتدا همه ازآن بهعنوان كپي تلويزيوني جنگهاي ستارهاي ياد ميكردند اكنون مخاطبان قابل توجهي يافته است و شبكههاي متعددي سعي در كپيبرداري از آن و توليد سريالهاي مشابه تلويزيوني داشتهاند.
اما سؤال اينجاست كه چرا ساخت فيلمهاي تازه درباره قهرمانهاي قديمي ژانر علمي- تخيلي ادامه دارد؟ ويليام شاتنر، بازيگر افسانهاي سريال و سري فيلمهاي سفر ستارهاي معتقد است كه سينماي تخيلي ميتواند با حضور قهرمانهاي قديمي و ايدههاي تازه در پرداخت فيلمها همچنان مورد توجه قرار گيرد و سري فيلمهايي چون سفر ستارهاي مدتهاست كه با عده زيادي از مردم ارتباط برقرار كرده و همين موضوع در مورد سري جنگهاي ستارهاي نيز صادق است و هميشه علاقهمندان اين قهرمانان مايل هستند تا از ماجراجويي شخصيتهاي مورد علاقهشان با خبر باشند.
البته نكته غمانگيز براي طرفداران سري فيلمهاي سفر ستارهاي اين است كه ويليام شاتنر كه براي چندين دهه در نقش كاپيتان جيمز كرك در سري تلويزيوني و 7 فيلم حضور داشت ديگر در فيلم تازه جايي ندارد اما با اين وجود استوديو پارامونت اميدوار است جي جي آبرامز، خالق سري تلويزيوني lost و كارگردان فيلم ماموريت غيرممكن3 بتواند جان تازهاي به اين سري فيلمها در قرن بيستويكم بدهد و با حضور چهرههاي تازهاي چون كريس پين در نقش كاپيتان كرك و يا زاكاري كوينتو در نقش آقاي اسپوك همچنان تماشاگران را راضي به خانه بفرستد.
با تمام اينها سخت ميتوان در سالهاي اخير فيلمي در اين ژانر پيدا كرد كه بازسازي يك فيلم قديمي يا يك سريال تلويزيوني نباشد و تنها فيلمهايي چون گزارش اقليت، نشانهها يا فرزندان انسان از اين قاعده مستثني هستند.
رونالد مور، خالق سري تلويزيوني Battlestar Galactica معتقد است اولويتهاي تجاري، خودبهخود استوديوها را به سوي نامهاي آشنا هدايت ميكند ولي نبايد زود به اين نتيجه رسيد كه با بازسازي يك اثر قديمي ارزشهاي هنري پايمال شده است. او سريال خود را مثال خوبي براي اين قضيه ميداند.
شايد همين نگاه جدي به مقوله تهديدهاي ناشناخته باعث شده تا فيلمهاي علمي- تخيلي اين دوره تا اين حد نوستالژيك و در عين حال قابل بازسازي باشد؛ هرچند اين فيلمها نيز به شكل عجيبي هنوز سايه جنگ دوم جهاني و نازيسم و همچنين جنگ سردي كه بهنظر نميرسيد در كوتاهمدت به پايان برسد را در بر دارند.
اين سريال كه براساس سريالي به همين نام از دهه1970 ساخته شده ابتدا به شكل محدود در سال2003 پخش شد اما با بازسازي هنرمندانه داستان كه به سرگذشت مبارزه انسان با موجوداتي به نام سايكلون در فضا ميپردازد همهچيز بهنظر تازه و بديع ميآمد. مور در ادامه ميگويد: همانطور كه ميتوان اقتباسهاي متعددي از نمايشنامههاي شكسپير داشت، غناي داستان سريالهايي چون سفر ستارهاي يا Battlestar Galactica به اندازهاي است كه امكان اقتباس موفق از آن وجود دارد و نسلهاي جديد ميتوانند روايت خودشان را از اين قصه داشته باشند؛ البته نه اينكه تنها آن را تكرار كنند. از سوي ديگر برخي از عواملي كه اكنون در ساخت سري جديدي از سفر ستارهاي فعالند افرادي هستند كه در دهههاي گذشته با اين سريال بزرگ شدهاند و حالا تلاش ميكنند تا قهرمانانشان را درگير داستانهاي تازه كنند.
اما شايد بهترين توصيف از اين اقدام استوديوها را در جملهاي از ال پي هارتلي، نويسنده مشهور معاصر بشنويم كه 56سال قبل گفته: گذشته مثل يك كشور بيگانه است و آنجا زندگي به فرم ديگري تداوم دارد و به همين دليل است كه كارگردانهاي اين ژانر تلاش ميكنند تا تصويري بهروز از داستاني قديمي را به ما عرضه كنند؛ تصويري كه شايد در فيلم جنگ دنياها كاملا با نسخه اصلي تفاوت داشت.
در فيلمهاي علمي- تخيلي دهههاي 1950 و 1960 اين اميدواري وجود داشت كه علم به كمك انسان بيايد و در مقابله با بيگانگان مهاجم سلاحي تازه كارساز باشد و اين اميدواري حتي در فيلمهايي كه ميتوان آنها را در ژانر وحشت نيز قرار داد به چشم ميخورد؛ فيلمهايي چون چيزي از دنياي ديگر (از هاوارد هاكس 1951 ) يا
Invasion Of Body Snatchers (از دان سيگل 1956). شايد همين نگاه جدي به مقوله تهديدهاي ناشناخته باعث شده تا فيلمهاي علمي- تخيلي اين دوره تا اين حد نوستالژيك و در عين حال قابل بازسازي باشد؛ هرچند اين فيلمها نيز به شكل عجيبي هنوز سايه جنگ دوم جهاني و نازيسم و همچنين جنگ سردي كه بهنظر نميرسيد در كوتاهمدت به پايان برسد را در بر دارند.
اين موضوع باعث شده بود تا در برخي از اين فيلمها براي به تصويركشيدن آسيبهايي كه بر اثر حمله بيگانگان، به زمين وارد ميآمد از صحنههاي واقعي جنگ دوم جهاني استفاده شود كه براي مثال ميتوان به فيلمهاي جنگ دنياها يا زماني كه دنياها برخورد ميكنند اشاره كرد.در عين حال تفاوتهاي نسخههاي جديد اين فيلمها با داستانهاي مشابه به اندازهاي چشمگير است كه كارگردانهايي كه دست به ساخت نسخههاي تازه ميزنند بايد براي اين شيوه كار خود توضيحاتي داشته باشند.
يكي از اين كارگردانها جي جي آبرامز است كه با تمامي اعتباري كه در تلويزيون و سينما كسب كرده، در نهايت، ناچار به دفاع از علمكرد خود ميپردازد و ميگويد: ميدانم افرادي هستند كه واقعا به تمامي جزئيات داستان اهميت ميدهند و طرفدار پروپاقرص سري سفر ستارهاي هستند و راضيكردن تمامي آنها كاري غيرممكن است؛ به همين خاطر تصميم گرفتم فيلمي براي علاقهمندان سينما و نه طرفداران سفر ستارهاي بسازم.





"