تبليغاتX
یک نسل سومی
 

آخرالزمان در سينما

در فاصله ده ساله ۱۹۹۵تا ۲۰۰۵از ۲۲ فیلم پرفروش جهان ،۱۹ فیلم بنحوی به موضوع آخرالزمان پرداختند. آثار شاخص و تاثیر گذاری همانند: ماتریکس ،ارباب حلقه ها،پسر جهنمی ،هری پاتر ،ترمیناتور، آمگاکد(مگیدو)و...

با فروپاشي بلوك شرق، خطر كمونيسم در سينما كمتر مورد اشاره قرار مي‌گرفت و يك خط شيطاني رسم مي‌شد كه در لباس جديدي، تمدن غرب را نشانه گرفته است؛ شيطانِ باستاني در قالبِ اسلام، خود را ظاهر كرده بود و با فريبِ مسلمانان، زمينة سقوط بشريتِ را فراهم كرده بود. در سناريوي جديد، مسلمين، ياران شيطان بودند كه از زير خاكستر قرون برآمده بودند و هم چون «گودزيلا» حيات انساني را تهديد مي‌كردند و فقط دايناسورهايي بزرگتر از خودشان چون «يونگاري»حريف آن‌ها مي‌شدند و چون «بيگانه»‌اي بودند كه اگر خونش را هم مي‌ريختي، سرخي خونش هم اثرات مخرّب خود را براي تمدن اومانيستي غرب با محوريت آمريكا داشت۱ و باعث ويراني و فساد مي‌شد؛ لذا ظهور «بيگانه»ها و «وحشي»ها را همسانِ پايان يافتنِ زمانة انسان به تصوير كشيدند. ديگر اين «جنگ دنياها» آن چنان وسيع شده بود كه دامنة گسترده‌اش، آن را به خطري براي همة بشر تبديل مي‌كرد و پايان دوران را در صورتِ تسلطِ شياطين مخرب، براي بشر به ارمغان مي‌آورد؛ پس هاليوود در دشمن‌سازي‌اش، نياز داشت اوضاع را آخرالزماني به تصوير كشد و عطش نياز به منجي را چند برابر كند و منجيان و اَبَرقهرمانان خود را به رُخ عالميان كشد. اين چنين بود كه آخرالزمان و موعود و منجي براي اربابان سينما، موضوعيتي دو چندان يافت.

با نزديك شدن سال۲۰۰۰ و عطش هزاره گرايی ، منجي‌گرايي نيز رشد يافت و با سيلي از ظهور قهرمانان قديمي و جديد در هاليوود روبه‌رو بوديم. از طرفي با افول كمونيسم، كارخانه‌داران تسليحات _ كه غالباً صهيونيست هستند _ به فكر افتادند كه بازاريابي سينمايي خود را باز هم تداوم بخشند و در دوراني كه غربيان به شدت از مدرنيسم و ماشينيسم و مكاتب بشر ساخته خسته شده‌اند، دشمني قوي اسلام را با غرب هر چه افزون‌تر به تصوير كشند و با نزديك‌نمايي دوراني كه شياطين مسلمان ! بر جهان مسلّط شده‌اند، آخرالزمان خاص خود را خلق كنند، آخرالزماني كه اگر تجهيزاتِ مدرن و تسليحات فوق پيشرفتة آمريكايي نباشد، شيطان بر اوضاع مسلط مي‌شود.

انواع آخرالزمان در سينما

از جهات مختلفي مي‌توان انواعي براي پايان دوران در سينماي مرسوم غرب متصور شد. در يك تقسيم‌بندي مي‌توان به اين اقسامِ تصوير كردن آخرالزمان در سينما برسيم

1. آخرالزمان ديني   كه در آن پيش‌گويي‌هاي كتاب مقدس (با محوريت تورات) به تصوير درمي‌آيند. حتي انجيل هم با نگاه به تورات تصوير مي‌شود.

2. آخرالزمان تكنولوژيك كه حديث چالش وسيع انسان و مصنوعات اوست كه بر او برتري يافته‌اند؛ چه از نوع ماشين‌هاي قوي يا موجودات زنده‌اي كه با مهندسي ژنتيك تغيير كرده‌اند.

3. آخرالزمان علمي _ تخيلي   كه در آن جدال گسترده‌اي بين انسان و موجودات فرا زميني يا بيگانه به تصوير درمي‌آيد.

4. آخرالزمان اسطوره‌اي كه موجودات و مفاهيمي از اعماق افسانه‌ها و اساطير به امروز مي‌آيند و شرايط سخت آخرالزمان را براي بشر ايجاد مي‌كنند.

5. آخرالزمان طبيعي كه بشر با انواع و اقسام بلايا و مصيبت‌هاي طبيعي مثل سيل‌ها و زلزله‌هاي شديد، امراض فراگير، آتشفشان‌هاي بي‌رحم، شهاب‌سنگ‌هاي بزرگ و حشرات و حيوانات عجيب و غريب عليه سلطة افراطي بشر مي‌شورند و بشر در نبرد با اين بلايا به شرايط صعبي مي‌رسد كه اگر تلاش نكند و در مقابل اين‌ها مقاومت نكند، آخرين نفس‌هاي حيات خود را مي‌زند و به پايان جهان مي‌رسد.

6. آخرالزمان متافيزيكي _ جادويي كه ساحران و جادوگران و رمالان امروزي يا ديروزي، براي به دست آوردن قدرت، عرصه را بر آدمي تنگ كرده و اوضاع را به سمت وحشت و هراس واپسين روزهاي حيات بشري پيش مي‌برند.

در هر كدام از اين انواع، فيلم‌هاي زيادي ساخته شده است كه در تمام آن‌ها، نجات‌بخشِ كرة زمين بايد از نژاد يهودي يا آنگلوساكسون باشد و اگر منجي يا منجيان غربي نباشند، همة افراد بشر در خطر نابودي يا بردگي هميشگي شيطان هستند. 

+ نوشته شده توسط فرزین در شنبه 25 خرداد1387 و ساعت 22 |