تبليغاتX
یک نسل سومی

 

سالشمار زندگي بهلول

 

نكوداشت عالم وارسته حاج شيخ محمد تقي بهلول گنابادي

 

محمد رضا فرزين

 

روزي كه بر خلاف عمر ديرپايش، هفت ماهه متولد شد و پس از ۱۴ ساعت بي‌هوشي به هوش آمد، هيچ كس باور نمي‌كرد، بناست اين كودك قرني را به شگفتي وادارد.

تولد: ۱۲۸۶ ه‍.ش شهرستان گناباد  (بيلُند)

نام پدر: نظام الدين  (وفات ۱۳۲۴ ه‍.ش)

نام مادر: معصومه، نوة عموي پدریش

 

۱۲۸۸: تا ۲ سالگي را به همراه خانواده در شهرستان گناباد به سر برد، ۲ ساله که بود، به دليل وكالت پدر عالمش به همراه خانواده به تهران رفت و۵/۳ ساله بود كه دوباره به زادگاهش بازگشت.

۱۲۹۲: ۶ ساله بود كه به مكتب مي‌رفت.

۱۲۹۳: در ۷سالگي به تشويق خواهرش، روضه خوان مجالس زنانه شد (تا ۱۴ سالگي كه از طرف پدرش از اين كار منع می شود.)

۱۲۹۴: ۸ ساله كه بود حافظ كل قرآن بود.

۱۳۰۲: در ۱۶ سالگي اولين سخنراني‌اش را عليه رژيم ستم شاهي ايراد نمود.

۱۳۰۴: ۱۸ ساله بود كه رضا خان پهلوي به قدرت رسيد.

۱۳۰۵: در ۱۹ سالگي پدرش براي جلوگيري از منبرهاي وي، او را با خود به سبزوار كه در آن فلسفه تدريس مي‌كرد برد.

۱۳۰۶: در شب ۲۸ ماه رمضان مصادف با نوروز ۱۳۰۶، حاج شيد محمد تقي بافقي مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرد و بهلول پس از ۹ ماه ترك منبر، دوباره بر منبر وعظ مي‌نشيند.

گفتني است عارف بزرگ حاج شيخ محمد تقي بافقي در آخرين سفر احمد شاه به قم كه رضا خان سردار سپه نيز او را همراهي مي‌كرد. قبل از كودتاي ۱۲۹۹ ش پيشگوئي كودتا، كشف حجاب و روحانيت ستيزي رضا خان را نموده بود.

۱۳۰۷: ادامه تحصيل در قم به مدت ۵/۱ سال، ولي به دليل سخنانش بر منابر توسط شهرباني مورد تعقيب قرار مي‌گيرد.

۱۳۰۸: شهريور آن سال به درخواست مادرش او را به كربلا برد. در اين سفر يك ماه در بيت مرجع بزرگ آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني، منبر رفت. وقتي ايشان قدرت بيان و درايت بهلول را ديد، دستور مبارزه با انحراف پهلوي را به وي داد.

۱۳۰۹: قبل از هر كاري به حج رفت؛ پس از اين سفر بود، كه همسرش را براي اينكه گرفتار شكنجه و زندان نشود، طلاق داد و او را به عقد يكي از دوستان سبزواريش كه زنش از دنيا رفته بود، در آورد. بهلول در جايي نوشته است: «با همة علاقه‌اي كه به او داشتم، او را طلاق دادم.»

۱۳۱۱: اوج سخنراني‌هاي آتشين او در بيشتر شهرهاي ايران بود.

۱۳۱۳: اسفند ماه، توفيق حجي است دگر به دعوت يكي از دوستان كويتي‌اش.

۱۳۱۴: چهارشنبه ۱۸ تيرماه در قائن خبر دستگيري آيت الله حاج آقا حسين قمي را مي‌شنود.

۱۳۱۴: شب پنج شنبه ۱۹ تير ماه خود را در مشهد به منزل آيت الله قمي مي‌رساند و متوجه مي‌شود كه ايشان براي منصرف كردن شاه از كشف حجاب به تهران رفته، ولي زندانی مي‌شوند.

۱۳۱۴: روز پنج شنبه شهرباني مشهد در حرم مطهر قصد بازداشت وي را داشت، ولي با دخالت چند مشهدي، ايشان را در يكي از غرفه‌هاي حرم زنداني مي‌كنند.

ساعاتي بعد با تجمع و سر و صداي زني از همشهريانش و دخالت نواب احتشام رضوي، مردم در غرفه را مي‌شكنند و ايشان را بيرون مي‌آورند كه بسيج عمومي شروع مي‌شود.

۱۳۱۴: شب جمعه ۲۰ تيرماه، بهلول آن شب را به شب عاشورا تشبيه كرده است. صبح روز جمعه صحنة درگيري‌هاي اوليه است كه ۲۲ نفر كشته مي‌شوند.

۱۳۱۴: شنبه ۲۱ تيرماه به صلح موقت، تعطيلي عمومي شهر، حكومت نظامي و حفر خندقهايي اطراف مشهد براي كشته‌هاي پيش‌بيني شده گذشت.

۱۳۱۴: شب يكشنبه ۲۲ تيرماه، شب عاشوراي گوهرشاد است. صداي شيپور آماده باش و جابجايي سربازان، تمامي شهر را فراگرفته است. مسجد گوهر شاد و صحن‌ها، حتي از پيشت بام محاصره كامل است و سحرگاه يكشنبه، حماسه خونين گوهرشاد، لكه ننگي است نازدودني از دودمان پهلوي به پيشگاه تاريخ.

۱۳۱۴: بهلول آنگاه كه ديد مقاومت بي‌فايده است و غشون نظامي وارد صحن‌ها شده‌اند با تني چند از همراهانش از مسجد فرار مي‌كند و پس از ۲ روز به تنهايي از راه تربت جام به سوي مرز افغانستان متواري شده و به محض ورود به افغانستان از سوي شهرباني افغانستان به زندان مي‌افتد.

۱۳۱۵: ۲۴ بهمن (اول ذيحجه ۱۳۵۵ ه‍.ق) حكيم متأله «آيت الله حاج محمد حكيم خراساني» عموي بهلول به رحمت خدا پيوست.

۱۳۱۶- ادامه مذهب ستيزي‌هاي رضا خان، انتقال مدرس به كاشمر و قتل وي به دستور رضا خان همزمان با دومين سال زنداني بودن بهلول در افغانستان.

۱۳۲۴: در سن ۹۰ سالگي پدر بهلول مسموم شده و از دنيا مي‌رود.

۱۳۴۵: پايان ۳۱ سال حبس و تبعيد بهلول در افغانستان. در طول اين سالها بود كه زندان بانها و زندانيهايي افغانستان كرامت‌هاي اخلاقي زيادي از او مشاهده كردند.که نگهداری و بزرگ نمودن نزدیک به ده کودک یکی از انها بود.

۱۳۴۶: با موافقت جمال عبدالناصر از راه هندوستان به مصر رفت و از بخش فارسي راديو مصر، دوباره صدايش را به گوش مردم رساند.

۱۳۴۷: به درخواست خواهر زاده‌اش از مصر به عراق آمد.

۱۳۵۰: بعد از ۳۶ سال دوري از وطن، در پي تصميم دولت عراق به اخراج ايراني‌ها، بدون شرط خود را به دولت ايران تسليم مي‌كند، و فوراً به زندان تهران منتقل شده پس از ۵ روز بازجويي و ۳۵ روز زنداني، با عفو وي موافقت مي‌شود.

۱۳۵۷: با پيروزي انقلاب، عشق نهفته‌اش به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري (دام ظله) را آشكار مي‌كند و بارها به ديدارشان مي‌رود.

۱۳۵۹: ۷۳سالگي، سرآغاز فصل جديدي از حضور اين پير مجاهد در جمع نوراني فرزندان انقلاب در جنگ تحميلي است.

۱۳۶۰: ۱۶ ارديبهشت، ديوان اشعار بهلول- كه در ۱۲/۱۰/۵۷ براي چاپ حسن كارگر ابرقويي اهدا كرده بود- به چاپ رسيد.

۱۳۶۱: در اين ايام علاوه بر سفرهاي بي‌پايانش، خاطرات خود را تدوين كرد؛ كتاب «خاطرات سياسي بهلول» كه مستندي بي‌نظير، صادقانه و دقيق از تاريخ معاصر ايران است.

۱۳۷۹: ۳۱ مردادماه،‌ همايش بزرگداشت «بهلول» به همت شوراي اسلامي شهر گناباد برگزار شد.

۱۳۸۴: در ۷ مرداد، پس از اينكه ۳ ماه در كما بود،‌در حالي كه از كما خارج شده بود، به ملكوت اعلي پيوست.

- ۱۰ مرداد، پيام تايخي مقام معظم رهبري (دام ظله العالي) در بزرگداشت او «يادگار يك قرن تاريخ پر حادثة مبارزات ملت ايران» صادر شد- و تشيع در تهران.

- ۱۱ مرداد تجليل با شكوه در مشهد.

- ۱۲ مرداد تشييع بي‌سابقه در گناباد و آرميدن در زادگاه ابدي خود.

 

□□□

تاريخ تولد بهلول اختلافي‌ترين موضوع بين شرح حال نويسان ايشان است، به گونه‌اي كه عمر ايشان را متفاوت نگاشته‌اند:

- كتاب اعجوبه عصر (تولد، ۱۳۲۰ ه‍.ق) ۱۰۶ سال قمري.

- شهرت در زادگاهش (تولد،‌۱۲۷۵ ش) ۱۰۵ سال شمسي.

- فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران (۱۳۲۸ ه‍.ق) ۹۸ سال قمري.

 

ولي اين اقوال هيچ كدام پذيرفتني نيست، زيرا آنچه حتمي است، هنگام حماسه گوهرشاد (۲۲ تير ۱۳۱۴)، ۲۸ ساله بوده است.

اين مبنا يقيني را چندين مصاحبه از بهلول، اسناد قيام گوهرشاد و كشف حجاب و اشاره‌اي در خاطرات سياسي، آن را تأييد مي‌كند.

طبق اين مبنا عمر مبارك بهلول ۹۸ سال شمسي يا ۱۰۱ سال، ۱ ماه و ۱۸ روز قمري بوده است.

براي اين استدلال خوشبختانه تصريحي هم در مقدمه «ديوان بهلول» چاپ وجود دارد«وي در سال۱۲۸۶ شمسي متولد گرديد.» روحش شاد و يادش زنده باد.

منابع:

1-       بهلول، محمد تقي، خاطرات سياسي بهلول.

2-       فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران، ج۲ ص۴۹۹.

3-        مصاحبه با بهلول، سايت كيهان

4-       اطلاعات ۲۹/۴/۷۲5-       حكايت كشف حجاب: مؤسسه قدر ولايت، ص۹۴

6-       واحد، سينا، قيام گوهر شاد

7-       آقا بزرگ تهراني، الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج۹

8-       موسوي مطلق، عباسي، اعجوبه عصر بهلول قرن چهاردهم

9-       ديوان بهلول (موجود در كتابخانه‌هاي آستان قدس رضوی و آيت الله مرعشي)

10-    جعفريان، حبيبيه، مدرس.

 

این مقاله تاکنون در روزنامه های زیر چاپ شده است:

 

۱-      روزنامه قدس/ شهريور ماه ۸۴

۲-      هفته نامه مژده گناباد/ مهرماه ۸۴

۳      هفته نامه يگاه حوزه/ ۱۳/۸/۸۴

+ نوشته شده توسط فرزین در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 12 |
 
 
  دكتر علي صباغيان:
مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي شامگاه یکشنبه نهم دي ماه 1386 در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار شد.

در اين مراسم كه با حضور جمع كثيري از اساتيد و علاقمندان زبان وادب پارسي از جمله مهدي محقق، علينقي منزوي، محمدرضا شفيعي‌كدكني، اسماعيل حاكمي، حسن احمدي‌‌گيوي، توفيق سبحاني و فتح‌الله مجتبايي در تالار انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار شد.

پس از تلاوت آياتي از قرآن كريم تعداد از اساتيد زبان و ادب فارسي و همكاران مرحوم محمد پروين گنابادي در باره گستره علم وادب، سجاياي اخلاقي مرحوم پروين گنابادي و نيز تلاش هاي او براي پاسداشت زبان فارسي و ادب فارسي سخن گفتند.

اولين سخنرانان مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي دكتر مهدي محقق رئيس هيئت مديره انجمن آثار و مفاخر فرهنگي بود.

دكتر محقق در ابتداي سخنان خود بعد از خوشامد گويي در باره اهتمام انجمن آثار و مفاخر فرهنگي به برگزاري مراسم بزرگداشت بزرگان علم و ادب وفرهنگ ايران زمين گفت:اين هشتاد و هفتمين مراسم بزرگداشتي است كه به تلاش همكاران ما در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار مي‌شود و اميدواريم تا پايان سال جاري، تعداد اين بزرگداشت‌ها به 90 برسد.

وي افزود:هدف از برگزاري مراسم بزرگذاشت بزرگان فرهنگي ايران بيش از آنكه تكريم آنان باشد- كه البته به آن نيازي ندارند -الگو سازي براي نسل جوان است تا با شرح حال و خدمات علمي و فرهنگي آنها به عرصه علم و ادب ايران زمين آشنا شوند.

محقق افزود:بزرگي بزرگان علم و ادب ايران، همان آثار ارزشمندي است كه از خود به يادگار گذاشته‌اند و با برگزاري مراسم بزرگداشت سعي بر آن است تا نسل جوان، تاثير نفس گرم استادان را درك كنند.

رئيس هيئت مديره انجمن آثار و مفاخر فرهنگي با اشاره به زندگي مرحوم استاد محمد پروين گنابادي گفت: پس از مرگ مرحوم دهخدا، پروين گنابادي در كنار دكتر محمد معين، دكتر محمد دبيرسياقي و دكتر سيدجعفر شهيدي، از اركان چهارگانه موسسه لغتنامه محسوب مي‌شد.

محقق با اشاره به دوره شاگردي استاد پروين گنابادي در مدرسه نواب مشهد يادآور شد:او از نفس گرم يكي از بزرگ‌ترين و درخشان‌ترين چهره‌هاي ادبيات مشهد، يعني «اديب نيشابوري» استفاده كرد كه استادان ديگري چون بديع‌الزمان فروزانفر، مدرس رضوي و ملك‌الشعراي بهار نيز افتخار شاگردي او را داشتند.

وي افزود:پروين گنابادي در پرتو اين شرايط به جايي رسيد كه در نهايت، يكي از دشوارترين كتاب‌هاي عربي را كه «مقدمه ابن خلدون» است، به زيبايي به فارسي ترجمه كرد.

به گفته محقق اهميت ترجمه مقدمه ابن خلدون از اين بابت است كه اگر در حال حاضر نام 20 كتاب در كل تمدن اسلامي ذكر شود كه با متدولوژي علمي به مسايل اجتماعي پرداخته باشد، يكي از آنها همين «مقدمه ابن خلدون» است.

محقق با اشاره به دقت نظر مرحوم پروين گنابادي در مسايل دستوري گفت:مجموعه مقالاتي كه ايشان در مجلات «سخن»، «يغما» و «دانش» منتشر كرده، نشان از  احاطه ايشان بر اين مقوله دارد.

همچنين گنابادي به جايي رسيد که دشوارترين کتاب يعني مقدمه ابن خلدون را به فارسي ترجمه کرد. مرحوم گنابادي در مقام دستوري نيز بسيار قوي بود و از همه مهم تر در زمينه اخلاق بسيار بزرگ بود.اخلاق از علم مهم تر است چرا که اگر کسي عالم باشد ولي آراسته به فضائل اخلاقس نباشد علمش سودي نخواهد داشت.

با اين وجود، وي مهم‌ترين ويژگي مرحوم گنابادي را در فضايل اخلاقي ايشان دانست و گفت: مناعت طبع، گوشه‌گيري، علم دوستي، فتوت و بزرگواري، در سجاياي او نمايان بود. او عالمي بود آراسته به فضايل اخلاقي.

محقق در پايان اظهار اميدواري کرد: اميد است نسل جوان روش و سيره زندگي اين مرحوم را راهنماي زندگي خود قرار دهند.

دومين سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي درانجمن آثار و مفاخر فرهنگي،دكتر احمد سميعي گيلاني عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسي بود.

سميعي گيلاني در اين نشست با بيان نكاتي از زندگي پروين گنابادي وي را دانشمندي خوش فكر، نكته‌سنج، پرمايه، شيفته فرهنگ ايراني و ادب فارسي و بس فروتن خواند. 

عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسي گفت :پروين گنابادي در سال 1282 هجري شمسي در منطقه كاخك شهرستان گناباد كه در زلزله سال 1347 ويران شد متولد شد و
پس از  تحصيل نزد پدر و حضور درمدرسه حبيبيه فردوس و قاين، به مشهد رفت و در مدرسه «نواب» اين شهر به حلقه شاگردان خصوصی «اديب نيشابوري» درآمد و فاميل «پروين» را نيز آن استاد گرانمايه براي او انتخاب كرد.

سميعي گيلاني با اشاره به بينش مترقي، هوش سرشار و پشتكار فوق‌العاده پروين گنابادي افزود:اين مرد سخت كوش، در سراسر كارهاي پژوهشي‌اش نسبت به زبان فارسي حساسيت ديگري داشت. فكر جوان و روشن و عشق و علاقه مفرطش به زبان فارسي در مقالات او جلوه‌گر است.

عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسي گفت:پروين گناباد به طبيعت زبان همچون نهادي اجتماعي مي نگريست و به اين خطر توجه داشت كه با ورود بي‌گدار واژه‌هاي بيگانه به زبان فارسي، الگوهاي دستوري آنها نيز وارد زبان فارسي  مي شوند و از اين بابت است كه پاسداران زبان فارسي بايد مراقب باشند.

سميعي گيلاني افزود: نظر استاد پروين گنابادي درباره داد و ستد زباني و حدود مجاز آن، واقع‌بينانه بود. به باور او، آنچه به استقلال زبان ضرر مي‌زند، رخنه كردن خصوصيات صرفي و نحوي و دستوري از زبان‌هاي ديگر است و نه وارد شدن واژه‌هاي لازم و ضروري.

وي در ادامه يادآور شد: پروين گنابادي معتقد بود كه اهل زبان هرگز كلمات بيگانه را به لهجه و با تمام خصوصيات معنايي آنها در زبان بيگانه، در زبان خود به كار نمي‌برند؛ بلكه آنها را دگرگونه مي‌سازند و بدين‌سان، آن واژه‌ها، ديگر واژه‌هاي بيگانه محسوب نمي‌شوند.
سميعي گيلاني با تاكيد بر اين كه مقصود پروين، بيرون راندن همه واژه‌هاي بيگانه از زبان فارسي نيست، گفت: پروین اين كار را نابخردانه و ناممكن مي دانست و معتقد بود كه آموزش زبان عربي در دبيرستان‌ها، بايد ناظر به فراگيري بهتر زبان فارسي باشد.

به گفته سميعي گيلاني او براي پاسداري از هويت زبان، وجود فرهنگستان زبان و ادبي فارسي را ضروري مي‌ديد. همچنين به دامنه تاثير مطبوعات، رسانه‌هاي گروهي، راديو و تلويزيون حساس بود.

سميعي گيلاني تاكيد كرد: پروين گنابادي راهي را توصيه  پروين راهي را توصيه مي‌كند كه شاعران و نويسندگان (یعنی بزرگ‌ترين نگهبانان زبان دري -‌ به بيان خود او) از قرن چهار هجري پيمودند و در این باره به شواهدي از ديوان عبدالواسع جبلي، شاعر قرن 6 استناد مي‌كند.

عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسي تصريح كرد: پروين گنابادي از نظر زبان شناسي، ديدي منتقدانه و نزديك به ديد علمي امروز داشت.

سميعي گيلاني گفت:پروين در  زمينه هاي ديگر از جمله نقد معاصران،معرفي آثار گذشتگان و معرفي آثار قدما كارهاي قابل تمجيد انجام داد است و مهمتر از اصل كار اينكه او در نقد، ضمن نكته سنجي و باريك‌بيني، ادب را به كلي رعايت، و از آنچه «پنبه زني» مي‌خوانيم، اجتناب كرده است.

 گيلاني با بيان نكاتي درباره آثار پروين گنابادي و نقش موثر او در تدوين لغتنامه دهخدا و نيز آراي پيشرو او در حوزه اصطلاح‌ شناسي علمی، اضافه كرد: پروين در نقد، ضمن نكته سنجي و باريك‌بيني، ادب را به كلي رعايت، و از آنچه «پنبه زني» مي‌خوانيم، اجتناب كرده است.

وي در پايان گفت: شرايط نامساعد مادي، براي پروين فراغتی نمي‌گذاشت تا بتواند به رضاي دل خود بخواند و بنويسد. خودش مي‌نويسد هميشه حسرت اين را داشته‌ام كه يك روز بتوانم به خواست دل خود بخوانم و بنويسم و ناچارم وقتم را صرف كارهاي الزامي كنم. اين تنها درد پروين نبود و درد بسياري از اهل علم و ادب بوده و هست.

سومين سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي دكتر سيد محمد دبير سياقي عضو هيات علمي موسسه لغت نامه دهخدا و از همكاران مرحوم محمد پروين گنابادي در آن لغت نامه بود.

دكتر دبيرسياقي،با ذكر شمه اي از دوران همكاري مرحوم محمد پروين گنابادي با موسسه لغت نامه دهخدا گفت:اگر چه ناملايمات زندگي استاد پروين گنابادي پيوسته و بي‌انقطاع بود اما او اين ناملايمات را چون كوه تحمل مي‌كرد.

عضو هيات علمي موسسه لغت نامه دهخدا گفت:پس از آن كه مسووليت لغتنامه دهخدا به عهده مرحوم دهخدا درآمد، ايشان براي مقدمات كار من را مسوول حرف الف، دكتر صديقي را مسوول حرف پ و آقاي علينقي منزوي را مسوول حرف «ح» كردند.

وي ادامه داد:پس از مدتي، استاد محمد پروين گنابادي به اشاره دكتر مدرس رضوي به جمع ما مولفان لغتنامه افزوده شد و حرف «ض» را برعهده ايشان گذاشتند. پس از مدتي حرف «ي» را نيز برعهده گرفتند و همكاري ايشان با موسسه لغتنامه تا پايان كار لغتنامه ادامه يافت.

دبير سياقي با اشاره به همكاري پروين گنابادي با او در نظارت بر كار ديگر مولفان موسسه لغتنامه، يادآور شد: سپس بنياد فرهنگ ايران نيز ايشان را به همكاري دعوت كردند و ايشان در تاليف «فرهنگ تاريخي زبان فارسي» با مسئوليت دكتر پرويز ناتل خانلري نقشي به سزا داشت. 

وي در ادامه افزود: استاد پروين گنابادي در دانشكده ادبيات، هم تدريس مي كرد و هم تصحيح و ترجمه برخي متون را انجام مي‌داد و پس از پايان كار لغتنامه دهخدا، براي تدوين «لغتنامه فارسي» كه بلافاصله آغاز شد، همكاري موثري داشت و در تهيه مواد و پي‌ريزي مقدمات كار، صميمانه كمك و ياري كرد.

وي با اشاره به ساخت فيلم مستندي از زندگي استاد محمد پروين گنابادي در سال 56، گفت: بنده نيز در آن مستند حضور داشتم. در آن فيلم استاد گنابادي سخنان مهمي گفت و جا دارد براي آگاهي نسل جوان، امروز از آن مستند به نحو مقتضي استفاده شود.

دبير سياقي با بيان پاره‌اي ناملايمات زندگي استاد پروين گنابادي، خاطرنشان كرد: او اين دشواري‌ها، از قبيل بيماري همسر و مشكل مسكن را چون كوه تحمل كرد و هيچ‌گاه لب به شكوه نگشود. بيش از 60 مقاله ارزشمند و چندين ترجمه و تاليف گرانبار، نتيجه اين تحمل و كار و كوشش اوست. خرسندم كه همكاري با ايشان و بهره‌گيري از همت والاي ايشان نصيبم شد.

وي در پايان سخنان خود گفت:دانش و آزادي،دين و مروت كارنامه مردي است با نام محمد و  فاميل پروين و شهرت گنابادي كه در سال 1357 جان سپرد و در بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد.

سخنران بعدي بزرگداشت محمد پروين گنابادي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي دكتر حسن احمدي گيوي استاد دانشگاه بود.

دكتراحمدي گيوي كه در تدوين لغتنامه دهخدا با محمد پروين گنابادي همكار بوده است اين استاد فقيد ادب فارسي را نماد دانش و اخلاق خواند و گفت: فروغ فضايل پروين از خطوط سيمايش خوانده مي‌شد.

وي افزود:زادگاه پروين خاك پاك گناباد بود و خاستگاهش، سرزمين خراسان كه فردوسي‌ها، مولوي‌ها، ابن‌سيناها و فارابي‌ها را در دامان خود پرورانده است.

وي با بيان اين كه پروين گنابادي، در فضل و فضيلت چون ستاره پروين مي‌درخشيدگفت: ادب در ذات و صفات او، به هر دو معني تجلي داشت. او مردي فرهيخته ،آراسته،آزاد،نكته سنج،پركار و بردبار ،مهربان، زودياب ،باهوش، خوش‌ذوق و خوش‌قلم و استعدادپرور  و در يك كلام نمونه انسان كامل بود.

احمدي گيوي افزود:پروين دانش گسترده‌اي در سبك شناسي، دستور زبان فارسي، فلسفه و حكمت، كلام و فقه، تاريخ اديان و شعر فارسي و تازي داشت. او از ايران باستان با افتخار و حسرت ياد مي‌كرد.

مصحح «گلستان سعدي» گفت اي كاش دانشگاه تهران نيز چون موسسه لغتنامه، قدر او را مي‌شناخت و وي را به استادي بر مي‌گزيد تا جوانان بيشتري از او كسب فيض كنند.

احمدي گيوي افزود: پروين در يك دوره به اميد خدمت به ميهن و مردم خويش از جانب مردم سبزوار به نمايندگي مجلس شوراي ملي درآمد، ولي خيلي زود دريافت كه جامعه سياست، به قامت او نمي‌زيبد.

وي گفت:پروين به زبان عربي تسلط كامل داشت كه نمونه عالي اين تسلط، در ترجمه او از «مقدمه ابن خلدون» نمودار است. نثر پروين ساده و روان و شيوا بود. او با همه  او با همه تسلطش بر زبان تازي، از كاربرد واژه‌ها و تركيب‌هاي آن زبان در زبان فارسي، تا حد امكان اجتناب مي‌كرد.  تسلطش بر زبان تازي، از كاربرد واژه‌ها و تركيب‌هاي آن زبان در زبان فارسي، تا حد امكان اجتناب مي‌كرد. او هم در لغتنامه و هم در جامعه ادبي، از ارزش و شان خاصي برخوردار بود.

وي در پايان، با اشاره به بيماري و فلج دست و پاي استاد پروین گنابادي در سال‌هاي آخر عمر گفت: در سال 53   همراه دكتر شفيعي‌كدكني به عيادت استاد پروين گنابادي رفتيم. خوشحال، ولي بسيار متاثر شد. درباره علت تاثر خود گفت: از دست خود مي‌نالم كه 70 سال با من همكاري كرده و امروز ديگر ياري نمي‌كند.

سخنران بعدي مراسم بزرگداشت مرحوم محمد پروين گنابادي دكتر صدر الدين اميني مسئول تشكل غير دولتي گناباديهاي مقيم تهران به نام "خانه گناباد" بود.

دكتر اميني در سخنان كوتاهي با ذكر خاطره اي از دوران دانشجويي خود در دهه 1340 كه استادش او را به رفتاري همچون محمد پروين گنابادي تشويق كرده مراتب تشكر و قدرداني خانه گناباد از انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و دست اندركاران برگزاري مراسم بزرگداشت مرحوم محمد پروين گنابادي را اعلام كرد.

آخرين سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم محمد پروين گنابادي دكتر بهرام پروين گنابادي مسئول گروه ادبيات بنياد دايره المعارف اسلامي و نوه آن مرحوم بود.

دكتر بهرام پروين گنابادي در سخنان خود كه در  فضايي عاطفي بيان شد به ذكر جنبه هاي ديگري از حيات مرحوم استاد محمد پروين گناباد از جمله جنبه معلمي و ويراستاري او پرداخت.

وي افزود:يكي از جنبه هاي مهم زندگي كاري محمد پروين گنابادي كه از دوران جواني او در شهر مشهد آغاز شد و تا پايان حياتش در شهر تهران ادامه يافت معلم بودن و معلمي كردن بود.
به گفته نوه مرحوم محمد پروين گنابادي،وي معتقد بود كه پيشرفت و ترقي كشور نيازمند تربيت دانش آموزان و اصلاح نظام آموزشي است و اين امر از راه معلمي امكان پذير است.

وي افزود:مرحوم استاد محمدپروين گنابادي در تدريس جدي و با پشتكار و در عين حال مهربان و داراي افكار جديد و براي شاگردانش تاثيرگذار بود.

دكتر بهرام پروين گنابادي تصيح متون كه همان ويرايش امروزي است ر ا يكي از جنبه هاي مهم زندگي استاد محمد پروين گنابادي ذكر كرد و گفت اهتمام استاد به اين موضوع باعث شد كه براي مدتها تصحيح كتابهاي علمي و فني دانشگاه تهران به وي سپرده شود.

شايان ذكر است در مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمدپروين گنابادي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي كتاب زندگي نامه و خدمات علمي و فرهنگي استاد محمد پروين گنابادي را كه در 222صفحه منتشر شده بود به حضار تقديم كرد.

همچنين نمايشگاه از آثار مرحوم استاد محمد پروين گنابادي نيز در محل برگزاري مراسم بزرگداشت او در انجمن آثار و مفاخر  فرهنگي نيز برپا شده بود.

تاریخ درج: 11 دی 1386 ساعت 18:54 تاریخ تایید: 12 دی 1386 ساعت 00:23 تاریخ به روز رسانی: 13 دی 1386 ساعت 19:15  
     
  

 

+ نوشته شده توسط فرزین در جمعه 14 دی1386 و ساعت 22 |

روزهاي بي‌تقويم به كارگرداني مهرداد اسكويي مستند برگزيده دانشجویان دانشكده صدا وسيماي قم در نخستين جشنواره بين‌المللي فيلم مستند ايران: «سينما حقيقت» شد.
محمدرضا فرزين، عضو هيات ۱۵نفره داوري دانشجویی  اين دانشکده ، در گفت‌و‌گو با خبرنگار «پايگاه خبري فيلم كوتاه» در اين‌باره گفت: ۱۵ نفر از دانشجويان دانشكده صدا و سيماي قم در اين جشنواره حضورداشتيم كه تقريبا تمام فيلم‌هاي بخش مسابقه ملي اين جشنواره را ديديم. در اين بين تصميم گرفتيم كه از فيلم برگزيده‌مان تقدير كنيم كه از بين اين فيلم‌ها، روزهاي بي‌تقويم ساخته مهرداد اسكويي انتخاب دانشجويان ما بود.
وي درباره علت انتخاب اين فيلم به عنوان مستند برگزيده گفت: دوستان  ما معتقد بودند كه انتخاب وحيد به عنوان راوي داستان در روزهاي بي‌تقويم در حد نبوغ بود. به اعتقاد ما در كار آقاي اسكويي سوژه‌ها حرف مي‌زنند وسبك روايت‌شان خاص بود. علاوه بر اين از طنز مطلوبي در اين مستند استفاده شده بود و در كل روزهاي بي‌تقويم به جوهره سينما حقيقت نزديك است.
فرزين درباره نوع اين جايزه و نحوه اعطاي آن توضيح داد: قصد داريم روز چهارشنبه درسالن آمفي‌تئاتر دانشكده صدا و سيماي قم فيلم را با حضور كارگردان نمايش بدهيم و بعد از آن جلسه پرسش و پاسخ داشته باشيم و در همان‌جا با جايزه‌اي دانشجويي از اين كارگردان تقدير كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزین در جمعه 14 دی1386 و ساعت 22 |