سالشمار زندگي بهلول
نكوداشت عالم وارسته حاج شيخ محمد تقي بهلول گنابادي
محمد رضا فرزين
روزي كه بر خلاف عمر ديرپايش، هفت ماهه متولد شد و پس از ۱۴ ساعت بيهوشي به هوش آمد، هيچ كس باور نميكرد، بناست اين كودك قرني را به شگفتي وادارد.
تولد: ۱۲۸۶ ه.ش شهرستان گناباد (بيلُند)
نام پدر: نظام الدين (وفات ۱۳۲۴ ه.ش)
نام مادر: معصومه، نوة عموي پدریش
۱۲۸۸: تا ۲ سالگي را به همراه خانواده در شهرستان گناباد به سر برد، ۲ ساله که بود، به دليل وكالت پدر عالمش به همراه خانواده به تهران رفت و۵/۳ ساله بود كه دوباره به زادگاهش بازگشت.
۱۲۹۲: ۶ ساله بود كه به مكتب ميرفت.
۱۲۹۳: در ۷سالگي به تشويق خواهرش، روضه خوان مجالس زنانه شد (تا ۱۴ سالگي كه از طرف پدرش از اين كار منع می شود.)
۱۲۹۴: ۸ ساله كه بود حافظ كل قرآن بود.
۱۳۰۲: در ۱۶ سالگي اولين سخنرانياش را عليه رژيم ستم شاهي ايراد نمود.
۱۳۰۴: ۱۸ ساله بود كه رضا خان پهلوي به قدرت رسيد.
۱۳۰۵: در ۱۹ سالگي پدرش براي جلوگيري از منبرهاي وي، او را با خود به سبزوار كه در آن فلسفه تدريس ميكرد برد.
۱۳۰۶: در شب ۲۸ ماه رمضان مصادف با نوروز ۱۳۰۶، حاج شيد محمد تقي بافقي مورد ضرب و شتم قرار ميگيرد و بهلول پس از ۹ ماه ترك منبر، دوباره بر منبر وعظ مينشيند.
گفتني است عارف بزرگ حاج شيخ محمد تقي بافقي در آخرين سفر احمد شاه به قم كه رضا خان سردار سپه نيز او را همراهي ميكرد. قبل از كودتاي ۱۲۹۹ ش پيشگوئي كودتا، كشف حجاب و روحانيت ستيزي رضا خان را نموده بود.
۱۳۰۷: ادامه تحصيل در قم به مدت ۵/۱ سال، ولي به دليل سخنانش بر منابر توسط شهرباني مورد تعقيب قرار ميگيرد.
۱۳۰۸: شهريور آن سال به درخواست مادرش او را به كربلا برد. در اين سفر يك ماه در بيت مرجع بزرگ آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني، منبر رفت. وقتي ايشان قدرت بيان و درايت بهلول را ديد، دستور مبارزه با انحراف پهلوي را به وي داد.
۱۳۰۹: قبل از هر كاري به حج رفت؛ پس از اين سفر بود، كه همسرش را براي اينكه گرفتار شكنجه و زندان نشود، طلاق داد و او را به عقد يكي از دوستان سبزواريش كه زنش از دنيا رفته بود، در آورد. بهلول در جايي نوشته است: «با همة علاقهاي كه به او داشتم، او را طلاق دادم.»
۱۳۱۱: اوج سخنرانيهاي آتشين او در بيشتر شهرهاي ايران بود.
۱۳۱۳: اسفند ماه، توفيق حجي است دگر به دعوت يكي از دوستان كويتياش.
۱۳۱۴: چهارشنبه ۱۸ تيرماه در قائن خبر دستگيري آيت الله حاج آقا حسين قمي را ميشنود.
۱۳۱۴: شب پنج شنبه ۱۹ تير ماه خود را در مشهد به منزل آيت الله قمي ميرساند و متوجه ميشود كه ايشان براي منصرف كردن شاه از كشف حجاب به تهران رفته، ولي زندانی ميشوند.
۱۳۱۴: روز پنج شنبه شهرباني مشهد در حرم مطهر قصد بازداشت وي را داشت، ولي با دخالت چند مشهدي، ايشان را در يكي از غرفههاي حرم زنداني ميكنند.
ساعاتي بعد با تجمع و سر و صداي زني از همشهريانش و دخالت نواب احتشام رضوي، مردم در غرفه را ميشكنند و ايشان را بيرون ميآورند كه بسيج عمومي شروع ميشود.
۱۳۱۴: شب جمعه ۲۰ تيرماه، بهلول آن شب را به شب عاشورا تشبيه كرده است. صبح روز جمعه صحنة درگيريهاي اوليه است كه ۲۲ نفر كشته ميشوند.
۱۳۱۴: شنبه ۲۱ تيرماه به صلح موقت، تعطيلي عمومي شهر، حكومت نظامي و حفر خندقهايي اطراف مشهد براي كشتههاي پيشبيني شده گذشت.
۱۳۱۴: شب يكشنبه ۲۲ تيرماه، شب عاشوراي گوهرشاد است. صداي
۱۳۱۴: بهلول آنگاه كه ديد مقاومت بيفايده است و غشون نظامي وارد صحنها شدهاند با تني چند از همراهانش از مسجد فرار ميكند و پس از ۲ روز به تنهايي از راه تربت جام به سوي مرز افغانستان متواري شده و به محض ورود به افغانستان از سوي شهرباني افغانستان به زندان ميافتد.
۱۳۱۵: ۲۴ بهمن (اول ذيحجه ۱۳۵۵ ه.ق) حكيم متأله «آيت الله حاج محمد حكيم خراساني» عموي بهلول به رحمت خدا پيوست.
۱۳۱۶- ادامه مذهب ستيزيهاي رضا خان، انتقال مدرس به كاشمر و قتل وي به دستور رضا خان همزمان با دومين سال زنداني بودن بهلول در افغانستان.
۱۳۲۴: در سن ۹۰ سالگي پدر بهلول مسموم شده و از دنيا ميرود.
۱۳۴۵: پايان ۳۱ سال حبس و تبعيد بهلول در افغانستان. در طول اين سالها بود كه زندان بانها و زندانيهايي افغانستان كرامتهاي اخلاقي زيادي از او مشاهده كردند.که نگهداری و بزرگ نمودن نزدیک به ده کودک یکی از انها بود.
۱۳۴۶: با موافقت جمال عبدالناصر از راه هندوستان به مصر رفت و از بخش فارسي راديو مصر، دوباره صدايش را به گوش مردم رساند.
۱۳۴۷: به درخواست خواهر زادهاش از مصر به عراق آمد.
۱۳۵۰: بعد از ۳۶ سال دوري از وطن، در پي تصميم دولت عراق به اخراج ايرانيها، بدون شرط خود را به دولت ايران تسليم ميكند، و فوراً به زندان تهران منتقل شده پس از ۵ روز بازجويي و ۳۵ روز زنداني، با عفو وي موافقت ميشود.
۱۳۵۷: با پيروزي انقلاب، عشق نهفتهاش به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري (دام ظله) را آشكار ميكند و بارها به ديدارشان ميرود.
۱۳۵۹: ۷۳سالگي، سرآغاز فصل جديدي از حضور اين پير مجاهد در جمع نوراني فرزندان انقلاب در جنگ تحميلي است.
۱۳۶۰: ۱۶ ارديبهشت، ديوان اشعار بهلول- كه در ۱۲/۱۰/۵۷ براي چاپ حسن كارگر ابرقويي اهدا كرده بود- به چاپ رسيد.
۱۳۶۱: در اين ايام علاوه بر سفرهاي بيپايانش، خاطرات خود را تدوين كرد؛ كتاب «خاطرات سياسي بهلول» كه مستندي بينظير، صادقانه و دقيق از تاريخ معاصر ايران است.
۱۳۷۹: ۳۱ مردادماه، همايش بزرگداشت «بهلول» به همت شوراي اسلامي شهر گناباد برگزار شد.
۱۳۸۴: در ۷ مرداد، پس از اينكه ۳ ماه در كما بود،در حالي كه از كما خارج شده بود، به ملكوت اعلي پيوست.
- ۱۰ مرداد، پيام تايخي مقام معظم رهبري (دام ظله العالي) در بزرگداشت او «يادگار يك قرن تاريخ پر حادثة مبارزات ملت ايران» صادر شد- و تشيع در تهران.
- ۱۱ مرداد تجليل با شكوه در مشهد.
- ۱۲ مرداد تشييع بيسابقه در گناباد و آرميدن در زادگاه ابدي خود.
□□□
تاريخ تولد بهلول اختلافيترين موضوع بين شرح حال نويسان ايشان است، به گونهاي كه عمر ايشان را متفاوت نگاشتهاند:
- كتاب اعجوبه عصر (تولد، ۱۳۲۰ ه.ق) ۱۰۶ سال قمري.
- شهرت در زادگاهش (تولد،۱۲۷۵ ش) ۱۰۵ سال شمسي.
- فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران (۱۳۲۸ ه.ق) ۹۸ سال قمري.
ولي اين اقوال هيچ كدام پذيرفتني نيست، زيرا آنچه حتمي است، هنگام حماسه گوهرشاد (۲۲ تير ۱۳۱۴)، ۲۸ ساله بوده است.
اين مبنا يقيني را چندين مصاحبه از بهلول، اسناد قيام گوهرشاد و كشف حجاب و اشارهاي در خاطرات سياسي، آن را تأييد ميكند.
طبق اين مبنا عمر مبارك بهلول ۹۸ سال شمسي يا ۱۰۱ سال، ۱ ماه و ۱۸ روز قمري بوده است.
براي اين استدلال خوشبختانه تصريحي هم در مقدمه «ديوان بهلول» چاپ وجود دارد«وي در سال۱۲۸۶ شمسي متولد گرديد.» روحش شاد و يادش زنده باد.
منابع:
1- بهلول، محمد تقي، خاطرات سياسي بهلول.
2- فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران، ج۲ ص۴۹۹.
3- مصاحبه با بهلول، سايت كيهان
4- اطلاعات ۲۹/۴/۷۲5- حكايت كشف حجاب: مؤسسه قدر ولايت، ص۹۴
6- واحد، سينا، قيام گوهر شاد
7- آقا بزرگ تهراني، الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج۹
8- موسوي مطلق، عباسي، اعجوبه عصر بهلول قرن چهاردهم
9- ديوان بهلول (موجود در كتابخانههاي آستان قدس رضوی و آيت الله مرعشي)
10- جعفريان، حبيبيه، مدرس.
این مقاله تاکنون در روزنامه های زیر چاپ شده است:
۱- روزنامه قدس/ شهريور ماه ۸۴
۲- هفته نامه مژده گناباد/ مهرماه ۸۴
۳ هفته نامه يگاه حوزه/ ۱۳/۸/۸۴





"

دومين سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي درانجمن آثار و مفاخر فرهنگي،دكتر احمد سميعي گيلاني عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسي بود.
سومين سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم استاد محمد پروين گنابادي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي دكتر سيد محمد دبير سياقي عضو هيات علمي موسسه لغت نامه دهخدا و از همكاران مرحوم محمد پروين گنابادي در آن لغت نامه بود.
سخنران بعدي بزرگداشت محمد پروين گنابادي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي دكتر حسن احمدي گيوي استاد دانشگاه بود.
سخنران بعدي مراسم بزرگداشت مرحوم محمد پروين گنابادي دكتر صدر الدين اميني مسئول تشكل غير دولتي گناباديهاي مقيم تهران به نام "خانه گناباد" بود.
دكتر بهرام پروين گنابادي در سخنان خود كه در فضايي عاطفي بيان شد به ذكر جنبه هاي ديگري از حيات مرحوم استاد محمد پروين گناباد از جمله جنبه معلمي و ويراستاري او پرداخت.